![]() |
![]() |
|
| به عاشقانه ی شبهای بارانی من خوش اومدید |
|
با اینکه دیگه تصمیم نداشتم این جا را اپ کنم اما امشب باز دست و دلم لرزید و یه بار دیگه اینجا نوشتن را شروع کردم نمی دونم چندتا اپ دیگه اینجا داشته باشم اما الان دلم می خواست اینجا بنویسم شاید چون بعد از مدتها رفتم سر فایل عکس ها شاید چون اون اهنگ همیشگی را گوش دادم شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر دلم پر شد از روزهای گذشته از خاطرات خوب قدیمی از روزهایی که دیگه تکرار نمیشند نمیدونم هنوز اینجا سر میزنی یا نه اگه میای بی تفاوت اینها را بخوون میدونم عصبانی میشی می دونم دلت میخواد داد بزنی سرم اما داد نزن عصبانی نشو دل دیگه گاهی میگیره گاهی تنگ میشه نمیشه بهش ایراد گرفت ته دلم یه چیزی هست که داد میزنه بیقراره و میگه بی قراره توام و بی قرار توام و.. اما بیشتر نمیتونه بگه نمیتونه بگه در دل تنگم گله هاست ازت گلایه ای نداره فقط بی قراره دلتنگه تنهاست بی توئه |
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 بهمن1386ساعت 10:52 بعد از ظهر توسط سوگل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کنار اشناییت من اشیانه میکنم
فضای اشیانه را پر از ترانه میکنم یکی سوال میکند بخاطر چه زنده ای و من برای زندگی تورا بهانه میکنم |
|
RSS
|