تبليغاتX
JavaScript Codes شبهای بارانی من
به عاشقانه ی شبهای بارانی من خوش اومدید

امشب خیال رویت بر من دمی گذر کرد

در هر تپش دوباره قلبم تورا طلب کرد

امشب دوباره بی تو من ماندم و سیاهی

با یک بغل پر از غم یک حس بی قراری

این روزها به سرعت هریک به شب رسیدند

تاری ز بی قراری بر پیکرم تنیدند

چیزی درون قلبم نام تو را صدا کرد

با یاد نامت انگار بغض مرا رها کرد

پ.ن:نمیشه اسمش را شعر کذاشت بهتره بگیم بیان احساس

حالا هر چی هست من یعد از مدتها شعر گفتم شاید چون

مدتها بود غمگین و دلتنگ نبودم

دیشب خیلی دل تنگ بودم ین را نوشتم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط سوگل | 

صبح میشه با اینکه دلت خونه

پامیشی میری حموم زیر دوش اب روی سرت که میریزه

اروم اروم اشکات میاد پایین

دم در حومو باز نقاب خنده را میزنی

مامانت چه گناهی داره اخه؟میخندی با شادی سلام میکنی و

یه چیزی تو دلت میگه الکی نخند

اما تو میخندی واسه خاطر بقیه

میزنی از خونه بیرون دلتنگی باز بهت هجوم میاره

اهنگ گوش میدی بغض میکنی

کلاس نمیری میری راه میری مبایل را هم خاموش میکنی

باز به خونه که میرسی نقاب میزنی می خندی

مامانت میگه اخی فدای خنده هات بشم خوبی؟

به زور لبخندت را عمیق تر میکنی میگی اره بابا چیزی نشده

تو دلت یکی داد میزنه فقط خفه شو

میری توی تختت  اهنگ میذاری

بالش را بغل میکنی گاوت را هم سرت را توی بالش فرو میکنی

میشی خودت خود دلتنگ غمگینت

باز مامنت که میاد الکی میگی وای از زر خواب چشمام باز نمیشه

مامانت میره افاق رنگ میزنه

الو چته باز؟

-هیچی بابا داشتم شیرینی میخوردم صدام این جوریه

اخر شب دیگه خودتی

در را میبندی

دلت بی قرار میشه

بی خبری خیلی بده خیلی

اهنگ میذاری و میشی خودت

خود تنهای غمگینت

اون وقت صدای هق هقت بلند میشه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط سوگل | 

دوستای عزیزی که نگرانم هستیم  یا بران اف گذاشتین

یا زنگ زدین

یا ثانیه به ثانیه اس ام اس میدید

مرسی از همتون

منم خوبم زیاد نگران نباشین

خوبی زندگی در اینه که جریان داره

هرجوری باشیم چه غمگین چه شاد

می گذره

مرسی ازتون که نذاشتین احساس تنهایی بکنم

مخصوصا افاق و اندیشه عزیزم که

واقعا نذاشتن من یه ثانیه تو خونه بی کار بمونم و فکر الکی بکنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط سوگل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
کنار اشناییت من اشیانه میکنم
فضای اشیانه را پر از ترانه میکنم
یکی سوال میکند بخاطر چه زنده ای
و من برای زندگی تورا بهانه میکنم

نوشته های پیشین
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
پیوندها
خلوت من(ایمان)
ردپاي بچگي (مهيار)
دریانشان(بهار)
قلب پاک(مهرگان)
فرنوش عزیز
عشق یک دروغ بزرگ(حورا)
رویای عشق(مهدی)
زمزمه های بی صدای من
حریق باد
دوماه
فریاد عشق
نمای سهراب
شمیم نو
عشق در بود ارامش
نم نم بارون چشمام
سکوت ستاره
عاشقانه
شراب تلخ(پرستو)
عشق اینترنتی
ابی من
ورزشكار باشيد (مهيار)
ارخشه
عاشقان دیوانه نیستند
زمزمه های عاشقی(الهه)
قلب سرخ(ساغر)
سارا جون
اشپز(شیرین)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
JavaScript Codes