![]() |
![]() |
|
| به عاشقانه ی شبهای بارانی من خوش اومدید |
|
فردا امتحان دارم اساسی هم موندم توش اما شنیدن یه خبر خوب خیلی سر ذوقم اورد اونم انکه دوست عزیزم بهم زنگ زد بعد از مدتها و من را برای عروسی اش دعوت کرد یعنی وسط اون همه لغت و تاریخ شنیدن این خبر عااااااااالی بود هدا جونم عروسی ات مبارک ایشالا همیشه همین جور شاد باشی می دونم خیلی منتظر موندی واسه رسیدن به عشقت امیدوارم قدر عشق پاکت را بدونه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 11:8 بعد از ظهر توسط سوگل |
|
|
در کلاس روزگار درسهای گونه گونه هست درس دست یافتن به اب و نان درس زیستن کنار این و ان درس مهر درس قهر درس اشنا شدن درس با سرشک غم جدا شدن در کنار این معلمان و درسها در کنار نمره های صفر و نمره های بیست یک معلم بزرگ نیز در تمام لحظه ها تمام عمر در کلاس هست و در کلاس نیست نام اوست مرگ وانچه را که درس می دهد زندگی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 11:35 بعد از ظهر توسط سوگل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کنار اشناییت من اشیانه میکنم
فضای اشیانه را پر از ترانه میکنم یکی سوال میکند بخاطر چه زنده ای و من برای زندگی تورا بهانه میکنم |
|
RSS
|