![]() |
![]() |
|
| به عاشقانه ی شبهای بارانی من خوش اومدید |
|
ماهی همیشه تشنه ام در زلال لطف بیکران تو میبرد مرا به هر کجا که میل اوست موج دیدگان مهربان تو زیر بال مرغکان خنده هات زیر افتاب داغ بوسه هات ای زلال پاک جرعه جرعه جرعه میکشم تورا به کام خویش تا که پر شود تمام جان من ز جان تو ای همیشه خوب ای همیشه اشنا هر طرف که میکنم نگاه تا همه کرانه های دور عطر و خنده و ترانه میکند شنا در میان بازوان تو ماهی همیشه تشنه ام ای زلال تابناک یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی ماهی تو جان سپرده روی خاک |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 دی1385ساعت 10:37 بعد از ظهر توسط سوگل |
|
|
خدارا شکر این هفته ی پر از اشفتگی تموم شد کاش هیچ هفته ای مثل هفته ی قبل نباشه دیگه شعریکه پست بعدی مینویسم هم فقط تقدیم به تو. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 دی1385ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط سوگل |
|
|
یه حرف بچگونه از من,یه عصبانیت بزرگ از تو یه لجبازی از من,یه تنبیه از تو یه کار مسخره از من,یه روز بدون محبت تو یه حرکت شتاب زده از من,یه برداشت غلط از تو یه ترس از من,یه تهدید از تو یه عالمه گریه از من,یه دنیا ناراحتی از تو یه پشیمونی بزرگ از من,یه بخشش بی نهایت از تو و بعد از همه ی اینها یه اشتی, یه شروع دوباره و یه دوستی عمیق تر برای من و تو.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 دی1385ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط سوگل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کنار اشناییت من اشیانه میکنم
فضای اشیانه را پر از ترانه میکنم یکی سوال میکند بخاطر چه زنده ای و من برای زندگی تورا بهانه میکنم |
|
RSS
|