![]() |
![]() |
|
| به عاشقانه ی شبهای بارانی من خوش اومدید |
|
تنها هفت حرف است,هفت حرف ساده مثل همه ی حروف ساده ی الفبا,تنها هفت حرف که کنار هم به ارامی و طنازی می نشینند.هفت حرف کنار هم اما با گفتن همین هفت حرف گاهی فاصله هایی به اندازه ی همه ی فاصله های دنیا را در میان ادمها ایجاد می کنند. فقط هفت حرف که وقتی کنار هم قرار میگیرند می توانند دنیایی به گستردگی هفت اسمان را بین ادمها رقم بزنند. می توانند عاشقانه در کنار هم دیگر بنشینند و دنیای عاشقانه ی ادمهارا دستخوش جدایی ها بکنند. هفت حرف که نرم و سبک در کنار هم جمع میشوند اما هنگامی کهگفته میشوند ادمهارا از هم جدا میکنند,عشق هارا پایان میدهند دوست هارا پاره میکنند و فراق هارا ایجاد میکنند. هفت حرف که کنار همدیگر هستند گاه ارام بیان میشوند و با خونسردی گاهی هم پر خشم و خروش و گاه انچنان با بغض های گره بسته در گلو بیان میشوند که سنگینی کلام را چند برابر میکنند. هفت حرف است گاه پنجره ای میشوند که بروی غم و تنهایی ها باز میشوند. من و تو چه ارام و بی تفاوت بارها و بارها این حروف ساده را بکار میبریم بی انکه بیندیشیم که اثراتی روی زندگی روی احساسات و علائق ما میگذارد. گاهی فکر کنیم به همین هفت حرف ساده که بارها برزبان ما جاری شده اند. فکر کنیم به خداحافظ و به پایان هایی که با این هفت حرف ساده به وجود می اوریم.فکر کنیم گاهی به اشکهایی که با گفتن این حروف در چشمهای انان که دوستمان دارند حلقه میزند |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 مهر1385ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط سوگل |
|
|
خداحافظ برای تو چه اسان بود ولی قلب من از این واژه لرزان بود خداحافظ برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت خداحافظ طلوع من غروب من خداحافظ تو ای محبوب خوب من
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 مهر1385ساعت 6:9 بعد از ظهر توسط سوگل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
کنار اشناییت من اشیانه میکنم
فضای اشیانه را پر از ترانه میکنم یکی سوال میکند بخاطر چه زنده ای و من برای زندگی تورا بهانه میکنم |
|
RSS
|